• 29 اردیبهشت 1398
اخبار و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی شهرستان آران و بیدگل

مسجد خانه خداست

  • 4 اردیبهشت 1398
  • 18بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم

مسجد خانه خداست

گنبد فیروزه ای مسجد جامع کبود در ایروان، همانند همه خانه های خدا، حس آرامش می دهد. اصولا هر جا نشانه هایی از خانه های خدا هست، حس زیبای آرامش هم هست. چهره هایی که دلشان خانه خداست، حتما به شما آرامش را هدیه خواهند کرد. دیوارها، تصاویر، دست نوشته ها و هر آنچه سمت و سویش خداست. اما، اینجا، که انسان خیلی وقتها احساس می کند گمشده ای دارد، این نشانه ها، لذت بیشتری دارند. شاید برای همین است که تحمل کوچکترین چالشها و مشکلات پیرامون این مسجد، برایم مشکل تر است و اگر احساس کنم غربت دارد، برایم سنگین و گران است. می خواهم این بار، بدون تعارف، قدری از جانب دلم حرف بزنم. حرفهایی هم برای مسجد ایروان و هم برای تمام خانه های خدا. هم به مسلمانان ایروان و هم به همه آدمهایی که خانه های خدا به آنها آرامش می دهد.

مسجد خانه خداست. بنابر این حداقل در آنجا ، نباید محوری جز خدا وجود داشته باشد. مسجد خانه خداست پس هیچ کس نباید به سمت و سویش برود، جز اینکه هدفش خدا باشد. حکمرانی دل، آنجا باید رنگ ببازد. در آنجا باید مهربانی، عطوفت، نوع دوستی، تواضع، شفقت و هر آنچه نامش خوبی است موج بزند. اگر آنجا خانه خدا باشد حتما ذره ای بوی نامهربانی، حسد، غرور، تکبر، کینه، نفرت و هر آنچه نامش بدی است، پیدا نخواهد شد. اگر محور خدا باشد، همه، در هر شرایطی که باشند، در هر مقامی که باشند، با هر موقعیت مالی و اجتماعی که باشند، دل به هم خواهند داد، پشت به پشت هم، با تمام وجود، بازو به بازو، برای خانه خدا بهترین ها را رقم خواهند زد. در مسجدی که خانه خداست، دلهایی که در آن عشق خداست هر لحظه به هم نزدیک تر خواهند شد و مانند یک وجود، فقط خدا را خواهند خواند.

میخواهم از احساس، قدری فاصله بگیرم. میخواهم پیشنهاد بدهم. همان خدا می داند که قصد و منظورم شخص خاصی نیست اما فکر میکنم اینگونه بهتر خواهد بود. این حرفها فقط برای مسجد جامع کبود ایروان نیست ، برای تمام مسجدهایی است که خانه خدا هستند.

ما، بزرگترها ی سِنی ، سالهاست که با مسجد آشناییم. سرد و گرمها را چشیده ایم. زیاد دیده ایم و کم هم. اگر قرار باشد دوست شویم ، شده ایم. اگر قرار باشد دلمان قرص شود، شده است. اگر قرار باشد، ظرفیتمان رشد پیدا کند، کرده است، شاید ما منطقی تر باشیم. اما آنها که قرار است به این دریا وصل شوند و از آب گوارایش بچشند، آنها که قرار است عاشق شوند، کودکان هستند. برای همین فکر میکنم، در خانه خدا؛ کودکان بزرگترند. آنها مقدم ترند. در مسجد باید تمام هم و غممان این باشد که به آنها برنخورد و سخن کوتاه اینکه ، فکر میکنم اگر به آنها بربخورد، به خدا هم برخواهد خورد. و مادران. مادران، که همیشه بار مسئولیت کودکان را بیشتر به جان میخرند. اصلا اگر قرار باشد که نشان دهیم که بزرگ شده ایم باید در برنامه هایمان ، آنها را مقدم بداریم و برایشان، احترام بیشتری قائل باشیم. قدر شناسی هم این را حکم میکند. شاید همیشه و در هر جایی، زیاد و کمی باشد اما زیبا نخواهد بود اگر همیشه این زیاد و کم ها برای آنها باشد.

پیشنهاد دومم را قبلا گفتم. اما میخواهم قدری با صراحت بگویم. مسجد خانه خداست. مالک مسجد هیچ شخص خاصی نیست. مسئولیت داشتن فرق دارد اما همه ما باید ببینیم، برای آباد شدنش، برای زیبا بودنش و برای دلپذیر بودنش، چه کاری از دستمان بر می آید. منتظر کارت دعوت نباشیم. منتظر نباشیم که از ما بخواهند تا به میدان بیاییم. اینجا اگر کوچک شویم ، بزرگ خواهیم شد. عزیزانی با مال خود، عزیزانی با وقت خود، عزیزانی با توان بدنی خود ، عزیزانی با تخصص خود و خلاصه هر کس هر آنچه در توان دارد باید در طبق اخلاص بگذارد. منتظر نباشیم کسی از ما بخواهد، چرا که خود صاحب خانه ، قبلا از ما خواسته است. اینجا نباید منتطر نام و نان باشیم. اینجا حسابش با کس دیگری است.

و پیشنهاد سوم و آخر. فرهنگ اسلامی ما، همیشه ما را به پیدا کردن راههایی برای مستقل بودن و وابسته نبودن تشویق کرده است. مساجد از صدر اسلام بوده اند و مردم عاشقانه، در ساختن، نگهداری و آباد شدنشان کوشیده اند. مسجد کبود هم از سالیان بسیار دور بوده است و انشااله خواهد بود. ما مسافریم. بعضی کوتاه و بعضی قدری بیشتر. چه نیکوست راههایی اندیشیده شود تا برنامه های مسجد همیشه، بدون دغدغه و بدون اینکه به شخص و یا گروه خاصی تکیه داشته باشد، با رونق هر چه تمام پا بر جا باشد و هیچ وقت و در هیچ موقعیتی، دچار فراز و فرود نشود، انشااله.

 

 اردیبهشت 98

کمال بلالی

مدیر مجتمع آموزشی شهید فهمیده شهر ایروان

نظرات

نام:
ایمیل:
نظر شما:

مطالب مرتبط